تبليغاتX

javascripts

vahid -
یکی از اركان هنر سنتي و اصيل خاتم‌سازي معاصر ايران در هم شكست. استاد علي نعمت هنرمند آگاه و با تجربة خاتم‌سازي روزگار ما عصر روز دوشنبه، سوم خرداد ماه 35، زندگي را بدرود گفت. يادش را گرامي مي‌داريم و به روانش درود مي‌فرستيم.

۱- ستاد را در كارگاه خاتم‌سازي وزارت فرهنگ و هنر[1] شناختم و دريافتم كه هنر خاتم‌سازي معاصر، بعد از استادان حاج محمد صنيع خاتم و محمد حسين صنيع خاتم و تني چند از هنرمندان پرآوازة ديگر به او متكي بود.

پيش از اين ضايعه، عليرغم كسالت تن استاد، نشستي و صحبتي داشتم كه حاصل آن را در زير مطالعه مي‌فرمائيد:

۱ - بيان تاريخچة خاتم‌سازي

اين هنر كه بيك معني «ختم كننده تمام نقوش هندسي، همراه با آخرين ظرافت و زيبائي» تعريف مي‌شود، بطور جدي و مستقل تاريخي فراتر از عصر صفويه را دربر نمي‌گيرد. اما قبل از اين روزگار نيز خاتم وجود داشته است، نهايت شكوفائي طرح و رنگ و شناختهاي صناعتي كه بمرور حادث گرديده، در دورة اخير[2] باوج خود ميرسد.

خاتم‌سازي در مسير تاريخي خود، بخاطر احترام بارزشهاي هنر ملي، توسط معدودي از هنرمندان صنايع ايراني چون ميراثي ارزنده از پدران بفرزندان ميرسد. توجه بعضي از سلاطين نظير كريم‌خان زند، اسباب رونق و نيز بي‌توجهي برخي از حكمرانان موجبات سقوط آنرا فراهم ميآورد.

بهر انجام، اين هنرمندان در حقيقت پلي بودند، كه ارتباط ادوار تاريخي را پديدار ميساختند. خاتم‌سازي در روزگار ما در شهرهائي نظير شيراز و اصفهان كماكان ادامة طريق ميداد ولي صورت هنري و ماندني آن و از طرفي هنرمندان قديمي، كه از شناخت و تجربة سنتي برخوردار بوده باشند، مسئله‌اي بود.

در اواخر دورة قاجاريه، خاتم آنچنان كه بايد شناخته شده نبود و آثار هنري خاتم‌كاري شده، صرفاً در دست عدة بخصوصي كه دولتمند و يا هنرشناس بودند حركت كُندي را ادامه ميداد، و در واقع هنوز شناخت عمومي بوجود نيامده بود. استاد حاج محمد صنيع خاتم حكايت ميكرد: «من قاب خاتمي ميساختم و بدربار احمدشاه قاجار مي‌بردم و از اين رهگذر تشويق ميشدم و يا انعام ميگرفتم و از طرفي با رائة يك كار خاتم بفلان سفير خارجي، كوشش مي‌كردم تا اين هنر ملي را به خارجيان معرفي كنم».

امروزه خاتم‌سازي هنريست مشخص و در محدودة خود با كاربردي كه دارد در رابطه با زندگي قشرهاي مختلف مردم قرار گرفته است.

۲ - خاتم‌سازي، هنر ظريف و زيبا و پرزحمت.

در طراحي و اجراي يك كار خاتم، همان تشكيلات سنتي اعمال ميگردد، باين نحو كه خاتم‌ساز به تأسي از خاتم‌سازان گذشته، ابتدا مفتولهاي چوبي و فلزي «انواع چوبها: فوفل (سياه) چوب، عناب (قرمز) چوب بغم (قرمز روشن) چوب آبنوس (سياه سياه) چوب نارنج (زرد روشن) استخوان شتر (سفيد) عاج فيل و شبه عاج (سفيد) مفتول برنج يا آلومينيوم و مفتولهاي چربي سبزرنگ كه با استفاده از رنگهاي شيميائي رنگ‌آميزي ميشوند» را با مقطع سه‌گوش «مثلث متساوي‌الاضلاع كه هر ضلع آن يك ميليمتر است» تهيه ميكند. سپس انواع آنرا كنار يكديگر قرار ميدهد «بنحوي كه در مقطع، مثلاً گلي شش‌پر با انواع رنگها توليد شود» و مي‌چسباند. در اينجا اگر به مقطع مفتولها نگاه كنيم، برحسب نظر طراح سازنده، كثيرالاضلاعي مملو از مثلث‌هاي رنگارنگ بوجود آمده است. با قطعات اين مقطع كه با ظرافت خاصي صورت مي‌گيرد، واحدهاي خاتم آماده ميشود . كه سرانجام با كنار هم قرار گرفتن اين واحدها «مدول‌هاي خاتم» سطح قاب يا ميز و يا هر شكلي كه بوسيله خاتم‌ساز قرار است بخاتم آراسته شود، با پوششي تزيين مي‌گردد. طراحي در امر خاتم‌سازي اگرچه دنباله‌روي سنت خاتم‌كاري است، ولي بهرحال تحولات هنري هر دوره، ويژگيهائي را سبب ميشود كه در عصر ما نيز بر همين منوال است.

۳ - خاتم‌سازي در عصر پهلوي و گونه‌هاي متفاوت آن

در اين دوره كوششهاي مستمري جهت احياء و ابقاي هنرهاي ملي بعمل آمد و براي نيل بمقصود، يعني زنده نگاهداشتن صنايع قديمه، در سال 1309 يك مجتمع بزرگ هنري تشكليل گرديد[3]. كارگاه خاتم‌سازي يكي از چندين كارگاهي بود كه در همين سال تأسيس شد.

اگر به مسير فعاليت هنري اين كارگاه و تلاش دهها استاد خاتم‌ساز كه از برجسته‌ترين هنرمندان وقت بودند چشم بدوزيم و تمامي آثار را مطالعه و بررسي نمائيم، باين نتيجه دست مي‌يابيم كه اگرچه خاتم‌سازان بيشماري در خاستگاههاي خاتم ايران وجود داشته است و هر يك با آفرينش آثار فراواني در امر غناي فرهنگ خاتم اين سرزمين ذينفع بوده‌اند، اما كار هنرمندان كارگاه، بلحاظ برخورداري از ويژگيهائي كه بدنبال تحولات زمان حادث شده است و هم‌چنين بدليل دقت در رعايت طرحها و پرداختهاي صناعتي و  سرانجام، از نظر ابعاد كار، از آبروي خاصي برخوردار بوده، شايد قسمت اعظم قوس صعودي خاتم در اين روزگار مديون تلاشهاي بيش از حد استاد‌كاران همين كارگاه بوده باشد. بديهي است كه عامل توجه در توسعه و پيشرفت خاتم‌سازي اين دوره، نقش مؤثري داشته است .

خاتم‌سازي در دورة پهلوي بدو گونه تجلي يافته است كه ذيلاً مختصات هر يك را بيان كرده، به تشريح آن مي‌پردازيم. در اينجا براي سهولت امر و كوتاه كردن سخن دو نمونه بزرگ را مطمح نظر قرار ميدهيم.

الف- خاتم‌تالار كاخ مرمر

اين تالار به سرپرستي مرحوم حاج محمد صنيع خاتم و بياري دهها تن از بزرگترين اساتيد[4] اين فن، بين سالهاي 1314 و 1316 بخاتم آراسته شده است. خاتم‌كاري اين تالار با پوششي از واحدهاي شش ضلعي «اين كثيرالاضلاعهاي شش ضلعي خود از تعداد زيادي واحدهاي سه ضلعي متساوي‌الاضلاع بوجود آمده است» خاتم تزيين شده، بخاطر ايجاد تنوع و رهائي از يكواختي، سقف و جوانب تالار به بخشهاي كوچك و بزرگ تقسيم گرديده است، كه اصطلاحاً باين تقسيم‌بنديها گره‌سازي[5] ميگويند و كثير‌الاضلاعهاي خاتم انواع گره‌ها «گره‌هاي تند، كند، كلاه درويشي و غيره» را مي‌پوشاند. در حقيقت اين مرزكشي‌ها «گره‌سازي» جهت استقرار و مكث چشم در قطعات مختلف خاتم‌كاري شده است تا بيننده سهل‌تر بدانها بنگرد و زيبائي‌ها را جداجدا پذيرا گردد.

طراح كمپوزيسيون گره‌سازي تالار هنرمندي بنام استاد حسين كاشي‌تراش اصفهاني است. شناخت و مهارت اين استاد باتجربه، موجباتي را فراهم ميسازد كه تركيب خاتم‌كاري تالار از يكنواختي و سكون درآمده، به شاهكاري در دنياي هنر تجسمي مبدل شود. تمامي قسمتهاي تالار از كوچكترين اجزاء نظير دستگيرة درها وپنجره‌ها تا پوششهاي وسيعتر، در جوانب و سقف، در انواع رنگهاي طبيعي «رنگ طبيعي چوبها و عاج» جلوه ميكند ولي صرفاً رنگ سبز نمونه‌هاي خاتم مصنوعاً تهيه شده است.

ب- خاتم تالار مجلس شوراي ملي

تالار خاتم مجلس شوراي ملي: نمونه‌ايست از هنر خاتم‌سازي در عصر پهلوي دوم و بلحاظ برخورداري از تازه‌گيهائي كه در حقيقت تحولات هنرهاي ملي دورة اخير بوده است، به ظهر خاتم در تمامي دوران تاريخ اين هنر ملقب شده است.

 طراحي اصلي تالار براساس معماري مدرن صورت گرفته، همة پيش‌بيني‌هاي لازم در جلوگيري از انهدام تدريجي و احتمالي آن بعمل آمده است. ديواره‌هاي تالار دوجداره است كه با گره‌هاي شش ضلعي «واحد خاتم» تزيين شده. طراحي بخشهاي خاتم، نقوش، پرداخت‌هاي صناعتي و تكرار گره‌هاي متحدالشكل همه و همه مبين منتهاي قوس صعودي هنر خاتم‌سازي در روزگار ماست.

خاتم‌كاري تالار خاتم مجلس شوراي ملي بسرپرستي استاد علي نعمت و همكاري نخبه‌ترين هنرمندان خاتم‌ساز در زماني كمتر از هشت سال بدون وقفه ادامه داشته است[6] و آخرين روزهاي اتمام را مي‌گذراند. ابعاد خاتم تالار، چهارصد متر مربع است. كه با توجه در بكارگيري خاتم مرغوب و رعايت نقوش و رنگ‌آميزيهاي متحول، اين ابعاد عجيب و منحصر بفرد است.

در رنگهاي خاتم، رنگ سبز وجود ندارد، زيرا اصرار در اين بوده است كه حتي‌المقدور از رنگهاي طبيعي بهره گرفته شود. و در طراحي و ايجاد نقش خاتمها اولاً به تأسي از واحدهاي خاتم گره‌سازي را نيز شش ضلعي بكار گرفته‌اند و از طرفي عليرغم پيوستگي بريشه‌هاي اين صنعت و هنر، كار هنري از ويژه‌گيهائي برخوردار است كه در گذشته بهيچ صورت توسط اساتيد اين فن بكار نرفته است.
4- علي نعمت هنرمندي كه به بقا پيوست و خدمات او به خاتم امروز ايران

استاد علي نعمت در شيراز خاستگاه خاتم ايران بدنيا آمد، و از سنين كودكي خاتم را مي‌شناخت و به راههاي تهيه آن آشنا بود، او اصول مقدماتي خاتم هنري را از استادان غلامحسين گلريز و محمد خليل گلريز خاتم فرا گرفت و رفته رفته برموز كار خاتم‌سازان گذشته پي‌برد، سپس چندين سال به تنهائي كارگاهي را اداره نمود.

مرحوم نعمت قبل از وارد شدن بكارگاه وزارت فرهنگ و هنر در عتبات تحت نظر حاج محمد صنيع خاتم و محمد خليل گلريز خاتمي و عبدالعلي سالك‌نژاد، بكار تعمير و مرمت صندوقهاي ضريح اشتغال داشت. اين هنرمند بعداً بنا به دعوت محمد حسين صنيع خاتم بكارگاه خاتم‌سازي وزارت فرهنگ و هنر وارد شد .

و عليرغم شناخت وسيع مرحوم صنيع خاتم، از آغاز كار چنان مي‌نمود كه علي نعمت در فعاليت‌هاي هنري خويش احتياج براهنمائي ندارد و پس از روي‌كار آمدن محمود صنيع خاتم، كاملاً مشخص بود كه كار هنرمند مورد نظر بر رئيس كارگاه رجحان دارد.

علي نعمت در سال 1334 بپاس خدماتي كه در راه پيشرفت خاتم‌سازي انجام داده بود، از طرف هنرهاي زيباي كشور به سمت رياست كارگاه خاتم‌سازي منصوب شد و تا آخرين روزهاي حيات در اين سمت باقي بود.

مشخص‌ترين آثاري كه در دورة سرپرستي استاد علي نعمت در كارگاه خاتم‌سازي آفريده شد صرف‌نظر از تالار خاتم مجلس شوراي ملي كه فوقاً از آن سخن رفت، بشرح زير است:

1- سرويس كامل نوشت‌افزار خاتم‌كاري شده كه به رئيس‌جمهوري ايتاليا اهدا شد.

2- ميز خاتم‌كاري بسيار نفيسي كه به رئيس‌جمهور آمريكا، پرزيدنت آيزنهاور اهدا گرديد. آيزنهاور هنگام دريافت اين هديه گفت «اين ميز بهترين هديه‌ايست كه در تمامي دوران زندگي خود دريافت داشته‌ام» ميز خاتم مذكور اينك در موزة ملي واشنگتن نگهداري ميشود.

۳ - ميز زيبا و مجللي بطول 220 و عرض 110 سانتي‌متر كه جمعاً 11 متر مربع خاتم دارد و به علياحضرت ملكة انگلستان هديه شده است. اين اثر پرارزش كه اعجاب خارجيان را برانگيخته است، اكنون در كاخ بوكينگهام حفاظت ميشود.

4- ميز خاتم، با طرحي بسيار ساده كه در طرح و اجراي آن ذوق و سليقه و بي‌پيرايگي عجيبي بكار رفته است. اين ميز در موزة هنرهاي ملي قرار دارد.

ستاد علي نعمت در آبانماه 1340 باخذ نشان درجه يك همايون نايل گرديد و در نمايشگاه بين‌المللي بروكسل مدال طلا و ديپلم گراندپري دريافت داشت. اين هنرمند پس از 63 سال زندگي كه چهل سال آن در راه خاتم سپري شد، سرانجام عصر دوشنبه سوم خرداد ماه سال هزار و سيصد و پنجاه و پنج شمسي به پايان راه زندگي خويش رسيد و در حرم مطهر حضرت شاهچراغ شيراز به مادر خاك تسليم گرديد.

علي يادگار يوسفي، 21 خرداد اه يكهزار و سيصد و پنجاه و پنج شمسي

{۱} -كارگاه خاتم‌سازي وزارت فرهنگ و هنر در سال 1309 بدنبال دعوت از خاتم‌سازان با تجربه و قديمي در سراسر ايران، تشكيل شد. اين كارگاه بخاطر توجه فراوان سازمان هنري مزبور روزبروز رونق يافت و موجبات احياء و ابقاي اين هنر ظريفه را فراهم ساخت. امروزه اعتلاي خاتم‌سازي را در دو تالار خاتم كاخ مرمر و مجلس شوراي ملي كه بوسيلة استادان كارگاه خاتم‌سازي وزارت فرهنگ و هنر صورت آفرينش به خود گرفته است، مشاهده ميكنيم. خاتم روزگار ما بلحاظ ويژه‌گيهائي ظهر خاتم در تمامي دوران لقب گرفته است.

[2] -قديميترين خاتم، شايد صندوق ضريح حضرت امام حسن عسگري بوده باشد. صندوق ضريح مذكور بدورة صفويه منسوب است.

[3] -مجتمع بزرگ هنري وزارت فرهنگ و هنر بدنبال برچيده‌شدن مدرسه صنايع مستظرفه كه بپايمردي استاد محمد غفاري «كمال‌الملك» در اواخر دورة قاجار بوجود آمده بود، تشكيل شد. اين مجتمع رفته‌رفته رونق گرفت و توسعه يافت، امروزه با چندين كارگاه از جمله كارگاه‌هاي مينياتور و تذهيب، سراميك سازي، نقره‌سازي و قلمزني، زري‌بافي، خاتم‌سازي، و… ادامة طريق ميدهد. و غرض غائي، آفرينش آثاري است كه با رعايت خصوصياتي «پيوستگي با ريشه‌هاي هنر ايراني و برخورداري از ويژه‌گيهاي دوره‌اي و… كه براي آيندگان بيادگار بماند» منحصر‌بفرد بوده باشد.

[4] -تالار خاتم كاخ مرمر، بياري و همگامي استاد محمد صنيع خاتم، استاد محمد حسين صنيع خاتم، استاد حسين كاشي‌تراش اصفهاني، خليل گلريز خاتم، استاد محمد ملك محمدي، استاد حسين شفقت، استاد جلال مطلع، استاد محمد باقر حكيم الهي، استاد علي بابويه، استاد محمد خرمي، استاد محمود وطن‌دوست، استاد علي اميري، استاد كريم شاكري، استاد عليرضا حقيقت، و… كه بر چهل تن بالغ ميشدند، صورت آفرينش بخود گرفته است. بسياري از هنرمندان و صنعتگران مذكور اينك در حيات نيستند.

[5] -فن گره‌سازي، تكنيكي است در كاشيكاري، ولي از آنجا كه هنرهاي ايراني در رابطه‌اي نزديك با يكديگر بسر مي‌برند، روش فوق در صور ديگر هنرهاي ملي نيز عرض وجود ميكند، نظير هنر آلت چيني. «درب‌ها و پنجره‌هائي كه پس از گره‌بنديهاي چوبي با انواع شيشه‌هاي الوان پوشيده ميشود. در گذشته براي صدرنگه كردن محيط‌هاي داخلي و اندرونها، از اين نوع درها و پنجره‌ها استفاده ميشد، زيرا نور پس از عبور از شيشه‌هاي الوان، برنگهاي مختلف، بر فضاب اطاق و مفرشهاي ايراني مي‌تابيد»، كاشيكاري، خاتم‌سازي و… گره اقسامي دارد كه مهمتر از همه گرة كٌند «گوشه‌هاي اشكال چند ضلعي ملايم است» گرة تند «گوشه‌هاي هندسي كشيده و تيز است» گرة 8 كلاه درويشي كه با نام خود مؤانست دارد و…

[6] -مهندس طراح تالار آقاي مؤيد عهد «آرشيتكت» و متخصص و مجري خاتم‌كاري آن، استاد علي نعمت و استادان خاتم‌ساز ديگر كه با فراست تمام توسط مرحوم علي نعمت از ميان نخبه‌ترين هنرمندان فراخوانده، انتخاب شده بودند عبارتند از: استاد غلامرضا روزي‌طلب، استاد علي اميري، استاد محمد وطن‌دوست و هنرمنداني نظير غلامعلي داريوش، كريم شاكري، رحيم آپرديز، تقي رضائي، باقر رضائي، عطاءالله حاج غلامعلي، عباس صفري، حيدر اسدي، اكبر هدايت، عبدالله مهره‌كش، صفر سامي، ضياءالدين بني‌هاشمي، رحيم شاكري، و گروهي بيرون از كادر كارگاه وزارت فرهنگ و هنر از جمله محمد مظلومي و سيروس كفاش و…

منبع

 

+ نوشته شده توسط vahid در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:9 |